تبليغاتX
بازي سرنوشت

بازي سرنوشت

<marquee direction="right">ایکاش روزی بیاد که ما همدیگرو درک کنیم و بفهمیم</marquee>

يک هفته بعد با يه مراسم خصوصي که فقط خانواده من و فرهاد اونو تشکيل ميداد با هم

نامزد شديم و عقد کرديم،خدايا چقدر منتظر اين لحظه بودم ،چقدر دوست داشتم اين

 نگاههاي زيبا و متين و عاشق رو بي پروا ببينم،اونروز يکي از بهترين روزهاي زندگي من و فرهاد بود.

فردا برا اولين بار ميخوام برم خونه فرهاد ،يا در واقع خونه خودم و فرهاد،اون از همه

دعوت کرده تا به خونه خودش بريم،ميخوامزودتر برم و  غافلگيرش کنم ،ديگه نميتونم

صبر کنم بلند شدم و اماده رفتن شدم،مامانم با ديدن من با تعجب و لبخندي بر لب گفت:سيما

 ميخواي از الان بري اونجا خيلي زوده ها ......!!!!!!!!من و مني کردم و گفتم:نه با يکي از

دوستام قرار دارم بعدش ميرم ،مامانم با لبخندي حاکي از اينکه دروغمو فهميده گفت:

باشه،ما هم خودمون  شب مياييم برو.،ر فت اشپزخونه و من تونستم نفس راحتي بکشم،از

اينکه دستم رو شده بود يه کم خجالت ميکشيدم اما شوق ديدن فرهاد برام از همه چيز مهمتر بود.

زنگ در رو فشردم اونم چندين بار،داشتم نا اميد ميشدم ،با خودم گفتم کاش بهش ميگفتم

شايد خونه باباش مونده باشه شايد....در همين موقع صداي خواب الودي گفت:بابا کيه اين

وقت صبح،کيه؟؟؟؟؟؟دستم رو گذاشتم جلوي دهنم و گفتم:بخشيد اقا فرهاد شماييد؟با

تعجب گفت:بفرماييد شما؟گفتم:من از طرف نيروي انتظامي اومدم ،شما بايد همراه من به

کلانتري بياييدگفت:مثل اينکه اشتباه شده!؟گفتم:نخير اشتباهي در کار نيست،شما درو باز

 کنيد ميفهميد،خندم گرفته بود فکر ميکنم فهميد چه خبره چون ديگه هيچي نگفت و درو باز

کرد ،رفتم بالا در  باز بود ولي خودش دم در نبود،اهسته وارد شدم ،خونش هم مثل خودش

دلنشين بود،اپارتماني شيک و تر و تميز که حاکي از ذوق و سليقه صاحبخانه بود،داشتم مو

 شکافانه همه جا رو نگاه ميکردم که با صداي زيباش به طرف صدا برگشتم،جلوي اتاق

خوابش با لباس خواب به در تکيه داده بود و نگاهم ميکردگفت:به خونه خودت خوش اومدي

عزيزم،با دستپاچگي گفتم:سلام ببخشيد که من اينقدر زود مزاحمتون شدم شما هنوز خوابيده

بوديد،با لبخندي بر لب به طرفم اومد دسته گلي که خريده بودم رو بهش دادم گرفت و

گفت:تو خودت زيباترين گل روي زميني  نيازي به گل نبود و..............

چقدر به گرماي نفسش احتياج داشتم ،با احساس کردنش  در کنارم اونهم اينقدر نزديک ارامش مي يافتم خدايا...........................................!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

فرهاد هنوز لباساشو عوض نکرده بود و صبحونه هم نخورده بود ،گفتم:نکنه ميخواي بازم

بخوابي ؟با لبخندي به لباس هاش نگاه کرد و گفت:اومدنت برام اينقدر هيجان داشت که همه

 چي يادم رفته،ميدوني سيما همش فکر ميکردم دارم خواب ميبينم وهمه چي فقط خوابه،اخه

 ميدوني اين چند وقته خيلي از اين خواب ها ديدم ،همش ارزو ميکردم که اين خواب

 نباشه،اما امروز با اومدنت و بيدار کردنت از خواب بهم ثابت کرد که ديگه خواب

نيستم،سيما جونم ازت ممنونم بهترين صبحيه که توي تمام عمرم داشتم تا حالا،ولي مطمئنم

که اين صبحها از اين به بعد برام تکرار خواهد شد و من هميشه اين لذت رو خواهم چشيد.

با بوسه اي بر پيشانيم به اتاقش رفت تا لباساشو بپوشه ، ،به اشپزخونه رفتم و تا فرهاد بياد

براش صبحونه اما ده کردم،ر فتم ببينم فرهاد چکار ميکنه،در زدم ،وقتي متوجه من شد  با

 خوشحالي گت:بيا تو عزيزم مثل غريبه ها اونجا وايسادي که چي بشه،رفتم تو ،يه طرف

ديوار اتاقش کتابخونه بود پر از کتاب،انواع و اقسام کتابها رو داشت ،گفتم:واي......!!!!!!
اينجا چه خبره؟؟؟؟؟؟؟

با لبخندي بهم گفت:ابنا همش مال سيماي خودمه ،اينا رو به عشق تاو و اينکه يه روزي

 بياي و همشونو بخوني برات خريدم چون ميدونستم که چقدر کتاب خوندن رو دوست داري،پشت سرم ايستاده بود و دستاش دور کمرم بود.....................................

را اينکه از اون جو حاکم بيرون بياييم گفتم:صبحونه امادست نميخواي صبحونه بخوري؟با

لبخندي شيطنت اميز حاکي از اينکه ميدونه من معذبم گفت:چشم سرورم بريم برا خوردن

صبحونه که اين صبحونه خوردن داره،تو که صبحونه نخوردي؟گفتم:نخير صبح

الطلوعاومدم که با تو صبحونه بخورم ديگه فکر ميکني منظور ديگه اي داشتم؟ وقتي

نشستيم روبروي هم فرهاد گفت:تو شروع کن من ميخوام فقط نگاهت کنم اين برا من از همه

 چي لذت بخش تره،من ومن کنان گفتم:اخه تو اينجوري نگاهم ميکني که من نميتونم حتي

نفس بکشم چه برسه به اينکه بخوام چيزي بخورم،لبخندي زد و گفت:باشه گلم باهم ميخوريم تا ................
فرهاد ميگفت که ناهار و بيرون بخوريم اما من دلم ميخواست با فرهادم تنها باشم تو خونه

ارزوهامون اين برام خيلي لذت داشت برا همين بعد از کمي گشت وگذار و خريد برا شب

برگشتيم خونه و دوتايي ناهار مفصلي اماده کرديم و خورديم ،چقدر چسبيد.............بعد از

ظهر فرهاد مثل اينکه چيزي يادش اومده اشه با عجله بلند شد و فيلمي رو توي دستگاه

گذاشت و کنارم نشست دستمو گرفت تو دستاش و گفت:سيما جونم ببين اين فيلم مونس

 تنهاييهاي من بوده تو اين همه وقت که ازت دور بودم،همه حر فاي دلمو بهش زدم تک تک

جمله هاشو حفظم و دقيقه هاشو توي دقيقه ي چندم تو چي ميگي و چيکار ميکني و خيلي

چيزاي ديگه،همينطورکه دستام تو دستش بود و گرماي نفساشو احساس ميکردم و بوي تنشو

 استشمام ميکردم سرمو گذاشتم روي شونش و به تلويزيون خيره شدم،اون مسافرت لعنتي

که نادر ترتيب داده بود از اول تا اخرش توي اون فيلم بود تا وقتي که نامه به دست

فرهادميرسه دقيقا روز اخر مسافرتمون توي فيلم نبود وقتي که فيلم به اخرش رسيد فرهاد

با گريه بغلم کرد و گفت:سيما خيلي خوشحالم که تو پيشمي ،هميشه فکر ميکردم ديگه

هيچوقت نميتونم  تو رو داشته باشم هميشه فکر ميکردم تو رو از دست دادم.......هر دو  از

براي روزهاي دوري و رنجي که کشيده بوديم  از ته دل گريه ميکرديم و خوشحال بوديم از

 اينکه تونسته بوديم به همديگه برسيم و براي هميشه مال هم باشيم هر دو با چشماني گريان

و مشتاق ديده بر هم دوختيم و با نگاه هاي خودممون با هم عهد بستيم که هيچوقت همديگر

رو ترک نکنيم ُهر دو با هم  و بهم ديگه گفتيم :
                                           ******** خيلي  دوست دارم عزيزم*********


    اما بازي سرنو شت چه بازيها که نميکند حتي با دلهاي عاشقي چون سيما و فرهاد

+ نوشته شده در 1 Jan 2008ساعت 2 AM توسط یکتا |


بعضی وقتا با اینکه دورو برت شلوغه بازم احساس تنهایی میکنی
تنهاتر از تنها
بعضی وقتا هست که داریم تاوان کاری رو میدیم که نکردیم و این خیلی درداوره
این روزا نفس کشیدن هم برام سخته
خیلی سخت
ولی هیچکس مو قعیت منو درک نمی کنه
انگار نه انگار که من دارم تو این فشار روحی اب میشم ولی...............................


HOME
E-Mail
.BAHAR 20.


LinkDump

مخصوص صاحبان وبلاگ

آرشیو پیوندهای روزانه


Archives

هفته دوم اسفند 1386

هفته چهارم بهمن 1386

هفته چهارم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385



Amar_Web


تعداد بازديدها:


Links

***روزگار ما***
***مشق عشق***
***با عشق تا ابد***
***هنوزم می توان...!***
***صدای سکوت فاطیما جونم***
تانیا جون خودم ***خیلی باحاله***
اس ام اس بازار توپ توپ
طو لاني ترين شب
بابك
مهرنوش گلم
مرداب عشق
مسافر
Red boy
صباي عزيزم
حريم عشق
ام اس خاموش
مه{nikalas}
*تبسم معبود{مريم جونم}*
مريم گل {تك ستاره اسمان دلم}
سايه سكوت
دو تايي{غريب اشنا}
عاشقان سينه سوخته
كلبه تنهايي من
رهگذر خسته
سكوت
همه چيز اوست(مينا جون)
عاشقانه ها
عشق گمنام
*شيديلك*
فهيمه جون (بشنو صدامو روزگار)
نگاه گريه
عاشقان ديوانه نيستند
زينبيه
تبصره عشق
تنهاترينم من
شميم گلم
*حديث تنهايي--------يكتا جونم*
دلتنگيها
اسيه جونم
عشق-----دوستي----صداقت---مهرباني
عشقولانه+عكس
شهوت مرگ
britney spears
تنها ترین تنها منم **
عشق
بیاتو ! پیدا می کنی ...
احــســان ღ ســحــر
×××امید ابدي×××
عشقاي بچگي قشنگتره ؛ نه ؟!
•• درختان ايستاده ميميرند ••
تدریس خصوصی
عاشقانه بی بهانه
بي تو هرگز با تو عمري
گلچين از همه چيز
دلتنگی ها
کوچولوی تنها
وقایع نگاری لیمو بانو
پسر ها نيان تو(ضد پسر)
WeLcOm TO ThE LaStNiGhT
طنز سروده های عمو مصطفی
ترنم سبز
گلچين از همه چيز
دنياي اس ام اس های عاشقانه
بهترین وب سایت ایرانی
***ضد پاپی ضد مامی _تانيا جونم***
درد هاي يك پسر تنها
چشم به راه
بن بست تنهايي(جيغ بنفش)
عاشقانه
یکی بود یکی نبود
"عاشقانه"
غزال عزيزم
جوک ----اس ام اس----جوک
***ابر زيبا........زيبا جونم***
گنج7دریا
ورود 13- ممنوع/شرکت درجایزه800دلاری
: بهترین وب سایت ایرانی :
رفتيو چشماي خيسم يادگاري از تو مونده...
*ابجي ستايش گل*
عاشقی بد دردیه
دختر خاكستر نشين
بیان ایرانی
الناز جونم
شهریار و مهسا
عشق پاك
بهترين و متنوع ترين وبلاگ
سيدا جون
یادداشت های بوف کویر
دهكده عكس
هر چي.....!!!!!!!
........راز خاموش دلم را......
به تیک آنلاین خوش آمدید
صدای تنهایی
♫♫♫ جدیدترین و بهترین آهنگ ها ♫♫♫
$/\/\$ 4 My LoVe
جوانان***داداش ابراهيم***
چشم بر هم مینهم ,هستی دو سو دارد
*****بهترين كدهاي جاوا*حتما ببينيدمحشره
***نازنين جون خودم***
دختر تنهاي شهر شما
دختر ها
بهترين دانلود ها
به یاد من باش
تالار گفتگو لیلیوم
راز موفقیت
سرزمین عشق *شکیبا *
بزرگترین سایت اموزشی ایران
*عسل بانوی گلم*
قالب های فوق جدید بلاگفا