|
بازي سرنوشت |
|
<marquee direction="right">ایکاش روزی بیاد که ما همدیگرو درک کنیم و بفهمیم</marquee> |
میدونید اینکه حتی من خودم نمی تونم با خودم کنار بیام خیلی جالبه
من حتی خودم نمی دونم چی میخوام از دنیایی که برا خودم ساختم "از اطرافیانم"از زندگیم"..................... نمی دونم شایدم نمی خوام بدونم که دارم چیکار میکنم و دورو برم چه خبره چه اتفاقاتی داره میافته ویا قراره بیافته یه جورایی دلم می خواد از همه چیزو همه کس وهمه جا دور باشم وقتی دوست عزیزم ازم پرسید چرا انقدر دلتنگی وتنها باور کنید جوابی نداشتم بدم چون خودم هنوز نمی دونم شایدم.............................................................. --------------------------------------------------------------------------------------- پروردگارا! ارامشی ده تا بپذیرم انچه را که نمی توانم تغییر دهم کمکم کن تغییر دهم انچه را که میتونم تغییر دهم بینشی ده بتوانم تفاوت این دو را از هم تشخیص دهم فهمی ده بتونم قبول کنم دنیا و مردم ان نباید اون جوری باشن که من دلم میخواهد نباید............................................................
+ نوشته شده در 29 Apr 2007ساعت 2 AM توسط یکتا |