|
در آرزوي سر زدن افتاب وصال
شب هجران را تحمل ميكنم
بيهوده نيست كه من بي تو نميشوم
وتر كيب تو در نام من قاعده زبان است
كه من بي تو سر گردانم
وتو بي من گنگ
ومن تو را مينوازم كه بي من چنگ خامو شي
واين تويي كه به من شور مي دادي
كه بي تو سياهي سردم و سرابي ساكتم
در حلقوم هر دردمندي تو را ناليدم
در خلوت تنهايان براي تو گريسته ام
در همه دلهاي عاشق بخاطر تو تپيده ام
وهمه چشمهاي غمگين از دل من اشك ريخته اند
همه اه هاي نا كام از سينه من بر خاسته اند
در همه بي تابي ها غمهاي ناشناس
حسرتهاي مجهول جستجوهاي بي انتها همه من بوده ام
همه توووووووووووووووووووووووووووووووووووو بوده اي
عشق را در پي ات روان كرده ام و هنوز اواره است
زيباييها را از تو نشان ميگيرند و هنوز نشناخته اند
..................كجايي اي اشناي ديرينم
اي هميشه با من
بي تو بودن سخت است و غريب طاقت فزساست
پس بيا كه دير گاهي است چشم انتظار توام

|